پرنده ی سفید

در جستجوی صلح و آرامش

پرنده ی سفید

در جستجوی صلح و آرامش

پرنده ی سفید

برای بلاگفا اتفاقات خوبی نیفتاد... و من ناچار شدم به کوچ!
پس:
این وبلاگ رو ساختم چون می خواستم از دلم بنویسم و دل کسایی که دوروبرم هستن و دوسشون دارم. می خواستم جایی باشه واسه حرفایی که گاهی گفتنشون تو دنیای واقعی سخته... روزای اول فکر نمی کردم بتونم تو دنیای مجازی دوستای زیادی پیدا کنم... فکر نمی کردم خواننده های زیادی داشته باشم. امروز... خواننده های زیادی ندارم... اما دوستای خوبی پیدا کردم... دوستایی که شاید از بعضی از دوستام تو دنیای واقعی بهم نزدیک ترن:)
تا روزی که نوشتن حالمو خوب میکنه؛ می نویسم:)

بایگانی
یه وقتایی هست. قراره که تو یه مسابقه ی دو شرکت کنی. همه چیز آماده است. محیط مسابقه رو میشناسی. می دونی رقیبات کیان و دارن چی کار می کنن و می دونی که ازشون چیزی کم نداری. پایان راه برات مشخصه. هدفت رو می دونی. مربی خوب داری. کفش ورزشی ات کاملا مناسبه. دلت می خواد که اگه نفر اول نشدی حداقل جزء برترین ها باشی... (منظورم اینه که "می خوای" که به هدف برسی -تاکیدم رو فعل "خواستن"ه-) ... و حتی هوادارات هم برای تشویقت آمادَن... همه چیز... ابر و باد و مه و خورشید و فلک مهیان برای برنده شدنت...
فقط یه مشکلی هست!
مصدومی! وقتی که مصدوم باشی فرقی نداره مصدومیتت کم باشه یا زیاد... یه چیزی هست که داره تو تمام مسیر اذیتت می کنه و وقتی اینو می دونی تنها چیزی که اهمیت پیدا می کنه رفع اون مصدومیته... و خب قطعا مصدومیت ها انواع متفاوتی دارن! بعضی از مصدومیت ها کوچیکن و با یه استراحت یه هفته ای خوب میشن... بعضی مصدومیت ها احتیاج به مراقبت بیشتری دارن, باید بهشون توجه بشه... بعضی مصدومیت ها حساس ترن باید حتما به خاطرشون تا پیش یه دکتر بری... حتی ممکنه نیاز به فیزیوتراپی پیدا کنی و شاید از اون هم بالاتر... مجبور شی خودتو بسپری به تیغ جراح ها!!!!
من فکر می کنم. همین که تشخیص بدی مشکلت برای شروع یه مسابقه چیه نصف راه رو رفتی! امروز صبح که هنوز کامل از خواب بیدار نشده بودم و ناگهان همه ی این چیزا از ذهنم گذشت یه لبخند نشست روی لبم. (بچه های علم مدیریت به این می گن: خواب روی مساله! وقتی یه مساله ای فکرت رو حسابی مشغول کرده و تو ولش می کنی و خود راه حل یهو می آد سراغت) این مهمه که بفهمی مشکلت چیه و از اون مهمتر اینه که بتونی مشکلت رو تشریح کنی چون در اون صورت راحت تر می تونی کمک بگیری :)
وقتی فهمیدی مشکل کجاس... باید بری دنبال راه حل... حالا برای من که فهمیدم مشکلم "مصدومیتمه" مهم اینه که تشخیص بدم این مصدومیت چقدر جدی ه. و بر اساس اون برم دنبال رفع کردنش.
چون یه چیزی روشنه... تا این مصدومیت از بین نره نه تنها نمی تونم توی این مسابقه شرکت کنم... بلکه بقیه مسابقات زندگیم رو هم از دست می دم... و برای یه قهرمان هیچ چیز دردناک تر از شکست های پی در پی نیست!!!!
این روند کناره گیری ها و باختن ها نباید ادامه پیدا کنه!

نظرات  (۲)

  • ثریا شیری
  • قبول دارم، باید مصدومیت رو پذیرفت، نوعشو تشخیص داد و دنبال راه حل بود، موفق باشی یاسمین.
    پاسخ:
    مرسی ثریای مهربون :)
    همچنین :)
  • حوریا ش (رسا)
  • سلام
    خوبه ک این قد با خودت روشنی
    من ولی افتادم تو مرداب سردرگمی
    پاسخ:
    فکر می کنی یه شبه به این نتیجه رسیدم؟ :))
    این حاصل مااااااااااااه هااااااا درگیریِ فکریه :)
    دور و بریام که این مدت تحملم کردن شاهدن :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">