پرنده ی سفید

در جستجوی صلح و آرامش

پرنده ی سفید

در جستجوی صلح و آرامش

پرنده ی سفید

برای بلاگفا اتفاقات خوبی نیفتاد... و من ناچار شدم به کوچ!
پس:
این وبلاگ رو ساختم چون می خواستم از دلم بنویسم و دل کسایی که دوروبرم هستن و دوسشون دارم. می خواستم جایی باشه واسه حرفایی که گاهی گفتنشون تو دنیای واقعی سخته... روزای اول فکر نمی کردم بتونم تو دنیای مجازی دوستای زیادی پیدا کنم... فکر نمی کردم خواننده های زیادی داشته باشم. امروز... خواننده های زیادی ندارم... اما دوستای خوبی پیدا کردم... دوستایی که شاید از بعضی از دوستام تو دنیای واقعی بهم نزدیک ترن:)
تا روزی که نوشتن حالمو خوب میکنه؛ می نویسم:)

بایگانی

از شوخی های بی مزه تا خیالات خام!

شنبه, ۲۲ خرداد ۱۴۰۰، ۱۲:۲۶ ق.ظ

یکی از ناخن‌هام شکسته، و یکی دیگه لاکش یه جوری پریده که ناخنم از اون ناحیه داره نازک میشه، باید چند روز تحمل کنم تا برم درستشون کنم و این مرضِ وحشتناک (که هی دست بکشم روش و باهاش بازی کنم با این که میدونم هم بدترش میکنم هم درد میگیره) بدجور گریبانم رو گرفته. 

به طرز مسخره ای یاد تو افتادم... این رابطه شکسته که میدونم بازی کردن باهاش بهمون آسیب میزنه... به خودم میگم بهش دست نزن! همونطور که باید خودت رو مجبور کنی ازش دور بمونی...!

اما میدونی مشکل کجاس؟ این که گاهی آدم این دردا رو دوست داره... کسی که خوابیده رو میشه بیدار کرد اما کسی که خودش رو به خواب زده رو چی؟ 

+ ‏یه وقتا انقدر غرق خیالاتم میشم که گاهی خودمم باورم میشه که بهم گفتی دوسش نداری و همه چیز مثل قدیمات یه شوخی بی مزه بوده.

  • یاسمین پرنده ی سفید

پرنده ی سفید

نظرات  (۱)

چه همه نصف شب پست میذارن :)

 

پاسخ:
همه بی خوابا :) 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">