پرنده ی سفید

در جستجوی صلح و آرامش

پرنده ی سفید

در جستجوی صلح و آرامش

پرنده ی سفید

برای بلاگفا اتفاقات خوبی نیفتاد... و من ناچار شدم به کوچ!
پس:
این وبلاگ رو ساختم چون می خواستم از دلم بنویسم و دل کسایی که دوروبرم هستن و دوسشون دارم. می خواستم جایی باشه واسه حرفایی که گاهی گفتنشون تو دنیای واقعی سخته... روزای اول فکر نمی کردم بتونم تو دنیای مجازی دوستای زیادی پیدا کنم... فکر نمی کردم خواننده های زیادی داشته باشم. امروز... خواننده های زیادی ندارم... اما دوستای خوبی پیدا کردم... دوستایی که شاید از بعضی از دوستام تو دنیای واقعی بهم نزدیک ترن:)
تا روزی که نوشتن حالمو خوب میکنه؛ می نویسم:)

بایگانی

فردا نمیشه...

دوشنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۴، ۰۳:۰۵ ب.ظ

از آشنایی با تو خوشحالم با این که به درد, عادتم دادی

تو عشق زندگیمی و یک بـار, احساس قلبیمو نفهمیدی

دیگه کسی مثلِ تــو رو هـرگز پـیدا نمی کنم تو آینده ام

تو حق انتخاب داری و من روی حِسَم, چــشم می بندم


یه جای کار حتما اشتباهه که بی اراده ام پیشت همیشه

تو از فردا فراموش میشی اما نمی دونم چــرا فردا نمیشه


هـربار نزدیک شدی انگار حـسی بـهـم مـیـگـفـت تـنـهـایـی

هــربـار رفــتـی زنــدگی کـردم با این تصور که تـو ایــنــجایی

یه جای کار حتما اشتباهه که بی اراده ام پیشت همیشه

تو از فردا فراموش میشی اما نمی دونم چــرا فردا نمیشه


سعید مدرس

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">