پرنده ی سفید

در جستجوی صلح و آرامش

پرنده ی سفید

در جستجوی صلح و آرامش

پرنده ی سفید

برای بلاگفا اتفاقات خوبی نیفتاد... و من ناچار شدم به کوچ!
پس:
این وبلاگ رو ساختم چون می خواستم از دلم بنویسم و دل کسایی که دوروبرم هستن و دوسشون دارم. می خواستم جایی باشه واسه حرفایی که گاهی گفتنشون تو دنیای واقعی سخته... روزای اول فکر نمی کردم بتونم تو دنیای مجازی دوستای زیادی پیدا کنم... فکر نمی کردم خواننده های زیادی داشته باشم. امروز... خواننده های زیادی ندارم... اما دوستای خوبی پیدا کردم... دوستایی که شاید از بعضی از دوستام تو دنیای واقعی بهم نزدیک ترن:)
تا روزی که نوشتن حالمو خوب میکنه؛ می نویسم:)

بایگانی

سلام.

روزی که تصمیم گرفتیم رادیو را راه بندازیم؛ اولین هدفمون این بود که شور و شوق رو به دنیای وبلاگ نویس هایی که بعد از طوفان بلاگفا حال و حوصله ی نوشتن رو از دست داده بودن برگردونیم. نمی دونم چقدر موفق بودیم اما... الان به کمک شما نیاز داریم. چون این رادیو به خاطر وجود شماست که پابرجاست پس لطفا ما رو از نظرات خودتون آگاه کنید. بهمون بگید که کدوم بخش از برنامه های رادیو رو بیشتر دوست دارید؟ اخبار, مینیمال, معرفی کتاب, معرفی وبلاگ, مصاحبه, پست کوتاه, پادکست و ویژه برنامه, شعر و ادبیات و پست خوانی هامون؟
به کانال و وبلاگمون سر بزنید. رای بدید و پیشنهاداتتون رو برای بهتر شدن برنامه ها بهمون بگید.

نظرسنجی رادیو

  • یاسمین پرنده ی سفید
1/گریه ام گرفته بود. گفتم "من هیچوقت حسابدار خوبی نمیشم. بی دقتی رهام نمیکنه. سوتی های بزرگ نمیدم. اما زیاد سوتی میدم." نگام کرد گفت "مشکلِ تو حسابداری نیست. مشکل درونته باید اونو پیدا کنی. اشتباه همیشه اتفاق می افته. اگه نگاهت رو تغییر ندی فرقی نمیکنه اگه فروشنده هم بشی باز میگی: من فروشنده ی خوبی نمیشم چون..."
2/دیروز کیفم رو کلا تو شرکت جا گذاشتم و رفتم خونه. صبح هر چی گشتم دنبالش پیداش نکردم. دیرم شده بود. بدون کیف راه افتادم سمت شرکت. رسیدم سر کار دیدم همون جای همیشگی کنار میز کارمه!
3/شب تا ساعت دو خوابم نمیبره اما شیش صبح بیدار میشم ولی دلم نمی خواد از جام بلند شم. اگه مجبور نباشم کل روز رو تو تخت می مونم و سقف رو نگاه می کنم. بیخوابی سر درد رو بهم هدیه داده و من هر روز از خدا می پرسم: تو هم با من نبودی؟!
4/خسته ام. تنها امیدم به اینه که بعد از دفاع شاید بتونم یه نفس راحت بکشم و بعد ساعت ها بی دغدغه برم تو همون پارک همیشگی بشینم و فقط به حوض مرکزی پارک نگاه کنم... مثل روزهای قبل از تو! مثل روزهای دلگیر شدنم از تو... مثل این روزهای بی تو!

و تمام این حرف ها فقط پریشون گویی های یه ذهنِ خسته ی بی خوابه...
  • یاسمین پرنده ی سفید
بارون شدت گرفته بود. رفتم کنار پنجره. شنیده بودم که اگه موقع بارون دعا کنی دعات برآورده میشه. با ذوق آسمون رو نگاه کردم و اول از همه اسم تو رو آوردم. دعا کردم. برای خودم. برای تو, برای دوستامون :) برای همه ی کسایی که تو سختیا و شیرینی ها کنارمون بودن :) از خدا خواستم بهترین ها بیان تو زندگیمون تا همدیگه رو با دلخوشی فراموش کنیم :)
در باز شد و همکارم با یه ظرف کوچولو آش اومد تو.
بهم بخند و بگو خرافاتی ام! اما من فکر می کنم این نشونه اس. لبخند خداست که یعنی حرفام رو شنیده :) همکارم گفت: "کمه... اما تو این هوا میچسبه" لبخند زدم؛ کمه... اما لبخند خداست, پس حتما میچسبه. خیالم راحته. خوشبخت میشیم هر دومون :) هممون :)

+نامه سرگشاده :)
  • یاسمین پرنده ی سفید
داشتم فکر می کردم یه اتفاقاتی تو سیستم بدن انسان می افته که خیلی جالبه. مثلا این که (خدا رو شکر) وقتی شما سرما می خورید, مهم نیست تو طول روز چقدر عطسه یا سرفه میکنید یا چقدر آبریزش بینی دارید؛ در طول مدت زمانی که در خواب ناز هستید از هیشکدوم خبری نیست!
البته برعکسش هم هستا... مثلا اون آرامشی که تو عالم خواب هست تو بیداری نیست! :|

#فیلسوفانه
  • یاسمین پرنده ی سفید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۰۲ بهمن ۹۶ ، ۱۵:۵۶
  • یاسمین پرنده ی سفید

اگر دستم رسد بر چرخ گردون

از او پرسم که این چون است و آن چون

یکی را میدهی صد ناز و نعمت

یکی را نان جو آلوده در خون

*باباطاهر*


بگو: خدایا! ای مالک همه موجودات! به هر که خواهی حکومت می دهی و از هر که خواهی حکومت را می ستانی، و هر که را خواهی عزت می بخشی و هر که را خواهی خوار و بی مقدار می کنی، هر خیری به دست توست، یقیناً تو بر هر کاری توانایی.(26آل عمران)

شب را در روز در می آوری و روز را در شب در می آوری، و زنده را از مرده بیرون می آوری و مرده را از زنده بیرون می آوری؛ و هر که را بخواهی بی حساب روزی می دهی.(27 آل عمران)


خدایا. حساب تمام نعمت هایی که بهم دادی و بابت تک تکشون ازت ممنونم جدا. اما بگو... چی کم داشتم از کسی که تو بلژیک به دنیا می آد. یا چی کم داشت از من؛ کسی که تو کنگو یا مالاوی به دنیا اومد؟! خدایا... تو بزرگی و قدرتمند و توانا... به من بگو مگه رنگ خون آدمات با هم فرق داره که بینمون فرق می ذاری؟ به من بگو... بگو فرق من چیه با کسی که هم سن منه و پورش سوار میشه یا کسی که هم سنِ منه و تو هفت تا آسمون یه ستاره هم برای خودش نداره؟!

می دونی که می تونم میلیون ها مثال برات بیارم اما می دونم که پیش بنده هات محکوم میشم به حسادت و تو می دونی که جریان چیز دیگه ای ه. به من بگو... شادی هات رو هم سهمیه بندی کردی؟


+کفر نمیگم سوال دارم... یه تریلی محال دارم. تازه داره حالیم میشه چی کاره ام... می چرخم و می چرخونم سیاره ام... تازه دیدم حرف حسابت منم... "زنده یاد حسین پناهی" (بشنوید)

++ باز نشر پست قدیمی

+++عنوان برداشت شده از شعر: اردلان سرفراز- داریوش

  • یاسمین پرنده ی سفید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۲۸ دی ۹۶ ، ۲۱:۵۶
  • یاسمین پرنده ی سفید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۲۳ دی ۹۶ ، ۱۶:۵۲
  • یاسمین پرنده ی سفید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۲۱ دی ۹۶ ، ۰۱:۰۱
  • یاسمین پرنده ی سفید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۱۴ دی ۹۶ ، ۲۱:۵۴
  • یاسمین پرنده ی سفید

تا آخر برو

دیگه کسی نیست حرفات رو بشنوه و اهمیت بده
چون توی عشق باید تا اخرش (مرگ) بمونی
اینو تو میگفتی که دروغ بوده
بدون تو دارم آب میشم
قلبی که به موم تبدیل شده
نمی‌تونستی اینا رو ببینی
چرا؟ برای چی، برای چی؟
و ادامه دادن بی مورده
هر چی باشه تو از راهت برنمی‌گردی
چرا؟ برای چی، برای چی؟
اوه
نمیتونم به سرنوشت بگم هر کاری میتونه انجام بده
من دوسش داشتم و این مشکل من بود
حتی اگر کمرم خم بشه، زمین نمیخورم
بپرس
اگر من برنگردم دلیلش چیه
دربرابر خوب و بد مثل یک ماه بودم
بیا و ببین که اون روزها خیلی دور موندن
اون درد برای دوره ای
یک آتیشه که مهمونت میمونه آه آه
و بعدش این غم ناله و فریاد میزنه
که بعضی وقت‌ها طنین (انعکاس) صداش خیلی عمیق هستش

 

 

Yanki
Yok artık bir duyan umursayan
Oysa ki aşk ölene kadar
Diyordun ya hani yalan dolan
Eriyordum sensiz
Muma dönmüş kalbi
Hiç görmezdin
Niye neden neden neden?
Ve uzatmak yersiz
Nasıl olsa yoldan döndürmezdin
Niye neden neden neden?
Off
Veryansın edemem kadere
Sevdim bu benim meselem
Eğilsem bile devrilmem
Sor
Dönmezsem sebebi ne diye
Aydım iyiye kötüye
Gel gör ki çok uzak
Bir süre o sancı
Misafir bir yangı aman aman
Sonra keder bırakır yakanı
Derindedir yankı zaman zaman
 
اون روزایی که خوشحال و خندان تو ماشین این آهنگ رو با هم زمزمه میکردیم و دوستش داشتیم فکرشم نمیکردم که یه روز بشه شرح حال خودم! "سِودیم بو بنیم مساله ام... اییلسیم بیله دِوریلمم"
+ ممکنه سوال پیش بیاد :) من ترک نیستم اما این آهنگ رو خیلی دوست داشتم... دارم!
ترجمه از : این سایته :) و یه سایت دیگه :/ ترکیبی
  • یاسمین پرنده ی سفید