پرنده ی سفید

در جستجوی صلح و آرامش

پرنده ی سفید

در جستجوی صلح و آرامش

پرنده ی سفید

برای بلاگفا اتفاقات خوبی نیفتاد... و من ناچار شدم به کوچ!
پس:
این وبلاگ رو ساختم چون می خواستم از دلم بنویسم و دل کسایی که دوروبرم هستن و دوسشون دارم. می خواستم جایی باشه واسه حرفایی که گاهی گفتنشون تو دنیای واقعی سخته... روزای اول فکر نمی کردم بتونم تو دنیای مجازی دوستای زیادی پیدا کنم... فکر نمی کردم خواننده های زیادی داشته باشم. امروز... خواننده های زیادی ندارم... اما دوستای خوبی پیدا کردم... دوستایی که شاید از بعضی از دوستام تو دنیای واقعی بهم نزدیک ترن:)
تا روزی که نوشتن حالمو خوب میکنه؛ می نویسم:)

بایگانی

۱۳ مطلب با موضوع «مــوسـیــقـی» ثبت شده است

1/گریه ام گرفته بود. گفتم "من هیچوقت حسابدار خوبی نمیشم. بی دقتی رهام نمیکنه. سوتی های بزرگ نمیدم. اما زیاد سوتی میدم." نگام کرد گفت "مشکلِ تو حسابداری نیست. مشکل درونته باید اونو پیدا کنی. اشتباه همیشه اتفاق می افته. اگه نگاهت رو تغییر ندی فرقی نمیکنه اگه فروشنده هم بشی باز میگی: من فروشنده ی خوبی نمیشم چون..."
2/دیروز کیفم رو کلا تو شرکت جا گذاشتم و رفتم خونه. صبح هر چی گشتم دنبالش پیداش نکردم. دیرم شده بود. بدون کیف راه افتادم سمت شرکت. رسیدم سر کار دیدم همون جای همیشگی کنار میز کارمه!
3/شب تا ساعت دو خوابم نمیبره اما شیش صبح بیدار میشم ولی دلم نمی خواد از جام بلند شم. اگه مجبور نباشم کل روز رو تو تخت می مونم و سقف رو نگاه می کنم. بیخوابی سر درد رو بهم هدیه داده و من هر روز از خدا می پرسم: تو هم با من نبودی؟!
4/خسته ام. تنها امیدم به اینه که بعد از دفاع شاید بتونم یه نفس راحت بکشم و بعد ساعت ها بی دغدغه برم تو همون پارک همیشگی بشینم و فقط به حوض مرکزی پارک نگاه کنم... مثل روزهای قبل از تو! مثل روزهای دلگیر شدنم از تو... مثل این روزهای بی تو!

و تمام این حرف ها فقط پریشون گویی های یه ذهنِ خسته ی بی خوابه...
  • یاسمین پرنده ی سفید

تا آخر برو

دیگه کسی نیست حرفات رو بشنوه و اهمیت بده
چون توی عشق باید تا اخرش (مرگ) بمونی
اینو تو میگفتی که دروغ بوده
بدون تو دارم آب میشم
قلبی که به موم تبدیل شده
نمی‌تونستی اینا رو ببینی
چرا؟ برای چی، برای چی؟
و ادامه دادن بی مورده
هر چی باشه تو از راهت برنمی‌گردی
چرا؟ برای چی، برای چی؟
اوه
نمیتونم به سرنوشت بگم هر کاری میتونه انجام بده
من دوسش داشتم و این مشکل من بود
حتی اگر کمرم خم بشه، زمین نمیخورم
بپرس
اگر من برنگردم دلیلش چیه
دربرابر خوب و بد مثل یک ماه بودم
بیا و ببین که اون روزها خیلی دور موندن
اون درد برای دوره ای
یک آتیشه که مهمونت میمونه آه آه
و بعدش این غم ناله و فریاد میزنه
که بعضی وقت‌ها طنین (انعکاس) صداش خیلی عمیق هستش

 

 

Yanki
Yok artık bir duyan umursayan
Oysa ki aşk ölene kadar
Diyordun ya hani yalan dolan
Eriyordum sensiz
Muma dönmüş kalbi
Hiç görmezdin
Niye neden neden neden?
Ve uzatmak yersiz
Nasıl olsa yoldan döndürmezdin
Niye neden neden neden?
Off
Veryansın edemem kadere
Sevdim bu benim meselem
Eğilsem bile devrilmem
Sor
Dönmezsem sebebi ne diye
Aydım iyiye kötüye
Gel gör ki çok uzak
Bir süre o sancı
Misafir bir yangı aman aman
Sonra keder bırakır yakanı
Derindedir yankı zaman zaman
 
اون روزایی که خوشحال و خندان تو ماشین این آهنگ رو با هم زمزمه میکردیم و دوستش داشتیم فکرشم نمیکردم که یه روز بشه شرح حال خودم! "سِودیم بو بنیم مساله ام... اییلسیم بیله دِوریلمم"
+ ممکنه سوال پیش بیاد :) من ترک نیستم اما این آهنگ رو خیلی دوست داشتم... دارم!
ترجمه از : این سایته :) و یه سایت دیگه :/ ترکیبی
  • یاسمین پرنده ی سفید

یه وقتایی دلت که میگیره. نمی دونی با کی حرف بزنی. بعضیا دوسِت دارن اما نمی تونن کمکت کنن... یه سریا دوسِت دارن و نمی تونن بی طرف باشن... یه سریا هستن, گزینه های خوبین برا درد دل اما... بنا به دلایلی نمی تونی براشون تعریف کنی که چی شده... یه وقتایی...  بذار درازه گویی نکنم... یه وقتایی می خوای حرف بزنی اما نمیشه که نمیشه.

یهو میشینی کنار کسی, بی مقدمه میگه: "به پوچی رسیدم!" و تو این حس لعنتی رو خیلی خوب میشناسی! لبخند میزنی و بهش میگی: "تجربه اش کردم... می فهمم چی میگی... من دلیل پوچی هامو فهمیدم... سعی کردم اصلاحش کنم اما...." و بعد بدون این که فکر کنی... بدون این که برنامه ای برای گفتنشون داشته باشی شروع میکنی به تعربف کردن...

مثل یه سیکل معیوب می مونه! تو درد خودت رو میگی و اونو یاد دردای خودش می اندازی! اون درداش رو میگه و تو رو یاد دردای خودت می اندازه! حرفام که تموم شد, بی مقدمه یه سوال پرسید و بعد گفت: "اصلا از وقتی عکسشو دیدم از نت بدم می آد"

نگاش می کنم. می دونم چی میگه. لبخند میزنم... از اون لبخندای دو نقطه پرانتزی :) میگه: "بشین منطقی فکر کن. زندگیتو از سر راه نیاوردی..." بلند میشه که بره... نگاه می کنه و میگه: هیشکی تا حالا از ول کردن نمرده!

لبخند می زنم. بازم می دونم چی میگه. حق با اونه. آدم نمی میره... اما دیگه اون آدم قبلی نمیشه! درست مثل همون تلخی ای که همیشه تو چشمای خودش هست! ولی خب... به هر حال حق با اونه!


+شاید اینم از اون پستایی باشه که فقط خودم بفهمم چی به چیه... حتی ممکنه چند سال بعد خودمم ازش سر درنیارم!

++ گلایه(خشایار اعتمادی) یه وقتایی, یه جاهایی آدم از زندگیش سیره... می خواد از غصه ها دور شه ولی پاهاش به زنجیره... یه وقتایی آدم یک جا دلش میگیره از دنیا... فریبه پشت هر لبخند, دروغه مهربونی ها... کسی محرم نبود با من نه هم غصه نه یک همدم همه زخم زبوناشون یه دردی شد روی دردم... دیگه از آدما خسته ام دیگه نای شکستن نیست... گلایه کار بیهوده است کسی هم غصه با من نیست... به هر کس اعتمادم رو سپردم دشمنی دیدم که حتی از تن و سایه ام مثل بیگانه ترسیدم! یه وقتایی یه جاهایی آدم از زندگیش سیره می خواد از غصه ها دور شه ولی پاهاش به زنجیره! ترانه سرا : #پدیده

  • یاسمین پرنده ی سفید
بنویسید. نوشتن حال آدمو خوب میکنه. وبلاگ رو نمیگم. یه دیقه این کیبورد لعنتی رو ول کن. گوشیتو بذار کنار. بنویس... با خودکار رو یه کاغذ. نمی خوای کسی بخوندش؟ پاره اش کن... هر تیکه اش رو هم بنداز تو یه سطل آشغال... اما بنویس. بنویس حالتو خوب کن. نوشتن حال آدمو خوب میکنه.

بنویس بر یاس کبود... بنویس بر باورِ رود... بنویس از من بنویس...بنویس عاشق یکی بود... بنویس، بنویس، بنویس
آه، قصه بگو؛ از این عاشق دور... تو از این تنهای صبور... بی تو شکست ؛ چو جام بلور
بنویس بر یاس سپید... بنویس از عشق و امید... بنویس دیوانه ی تو... به خود از عشق تو رسید...بنویس، بنویس، بنویس
تو موج غرور! این دل سنگ صبور! بنویس از آنکه چو اشک از دیده چکید به گونه دوید
بنویس دنیای منی, همه ی رویای منی... منم اون بی تابیِِ موج! تو هنوز دریایِ منی! بنویس، بنویس، بنویس
غریبونه شکستم... من اینجا تک و تنها!... دلخسته تریدم در این گوشه ی دنیا
ای بی خبر از عشق, نداری خبر از من... روزی تو میایی... نمانده اثر از من
بنویس
بنویس
بنویس
بنویس
  • یاسمین پرنده ی سفید
یه وقتایی هم هست که فقط دلت می خواد فرار کنی... بری به جایی برسی که فقط خودت باشی... تو باشی و سکوت... همین...
چند ماه پیش... هر روز این آهنگ رو گوش می کردم و حالم رو خوب میکرد... و باز هم بهش پناه آوردم:


ممنونم از مجید بابت معرفی این آهنگ :)

+ بی ربط نوشت: الان می فهمم اون آدمایی که دچار جنون آنی میشن و یه نفر رو میکشن چه حسی رو تجربه می کنن :)))) خدا خیلی دوستم داره که تا حالا کسی رو نکشتم :))))
++ بهش فکر نکن اگه به میلت نشد با این که به دردت نخورد اشتباهِ ارتباطِ قبلی... مثل سایبون واسه آسمونِ ابری... من و تو همدردیم و غمگین یه وقتایی... یه وقتایی لازمه تنهایی... اولین قطار که رسید رو سوار شو... فرار کن... اولین قطار که رسیدو سوار شو... / بخند با نگات... به اون که نشسته تا شکستتو تبریک بگه... برات بازه راه برو تا شکسته هات با رد پات ترکیب بشه... یه تصویر بده از آینده ات... غمها بازندن... نترس از رفتن... بخند تا مقصد... خودت خودتو به هم بریز... تنهاییاتو بغل بگیر... اولین قطار که رسید رو سوار شو... فرار کن... اولین قطار که رسیدو سوار شو... / اولین قطار که رسیدو سوار شو... به بد فکر نکن یه درصد که بد میشه... سعی کن نزدیک پنجره بشینی... ریل از کنار رودخونه رد میشه (و من عاشق صدای سه تاری ام که اینجای آهنگ شنیده میشه...امید... حس امید با خودش داره... آینده زیبا خواهد بود... ایمان دارم) فرار کن...
  • یاسمین پرنده ی سفید

یه وقتایی هم هست, آدم بی هوا دلش هوای یه آهنگ قدیمی رو میکنه... آهنگی که سالها قبل آهنگ پس زمینه ی وبسایتی بود که تو نوجوونیم دنبالش می کردم... آهنگی که یه حس عجیب غم و شادی و خاطره رو با هم داره... هر چی فکر می کنم نمی دونم از چی نوشته های اون وبسایت خوشم می اومد... یه وبسایت شخصی بود... روزانه نویسی های یه آدم که نمی شناختمش!

فکر کنم از همونجا بود که به وبلاگ نویسی علاقه پیدا کردم :) فکر کنم اونم فقط یه دونه از پازل بود که نقشش رو تو زندگیم بازی کرد و رفت :)


+ دانلود آهنگ 1

+ دانلود آهنگ 2


+گفت: عجیب حس می کنم میزون نیستی. با تعجب نوشتم: نه! خوبم که... یه کم نگران کارای دانشگاهمم. نوشت: امیدوارم فقط به خاطر این چیزا باشه ولی حال دلت خوب باشه. گفتم چیز خاصی نیست که اذیتم کنه... خوبم. مگه عوض شدم؟ نوشت:عوض که خیلی وقته شدی اما از دیروز حس می کنم سرحال نیستی. تعجب کردم. گفتم به نسبت کی عوض شدم؟ گفت از وقتی نرفتی سر کار

کامنت دادم به صمیمی ترین دوستم ازش پرسیدم: من تو این چند وقت که سر کار نمی رم به نظرت عوض شدم؟ نوشت: به نظرم خوشحال تری

حس میکنم یه چیزی این وسط گم شده... دارم به تیکه ی گم شده ام فکر می کنم!

  • یاسمین پرنده ی سفید
از روزی که تو اون سایت سرگرمی خوندم که هدفم پیدا کردن نشونه های دنیاس فکرم مشغولش بود... همون روزا بود که خیلی اتفاقی آلبوم lellillo مهدی کریمی رو خریدم. یه ترانه ای داشت به اسم "پازل زندگی" تقریبا 6 سال پیش بود...از اون موقع خیلی به پازل زندگی فکر می کردم. 


+اگه کسی متن و ترجمه ی این آهنگ رو داره ممنون میشم بهم بده :)
  • یاسمین پرنده ی سفید

شما یادتون نمی آد یه زمانی بود که وقتی یه آلبوم موسیقی جدید به بازار می اومد و برای خریدش به مغازه مراجعه می کردید... فروشنده ازتون می پرسید CD  می خوای یا کاست؟ و شما باید سریع تصمیم میگرفتید که اون آلبوم رو می خواید تو کامپیوتر خونگیتون داشته باشید یا نوار کاستش رو می خواید که موقع خواب بتونید با ضبط کوچیک بالای سرتون بهش گوش بدید :)


حالا چی شد که یاد این موضوع افتادم؟ یه بیت از یه ترانه: "بوی عیدی و توپ، کافه نادری، با هم شنیدیم ... مرد تنها رو از کوچه برلن با هم خریدیم" :) ترانه ی "نوار" با صدای رضا یزدانی از آلبوم خاطرات مبهم سال 91 :) باورم نمیشه 3سال از انتشارش گذشته! :) و کافه نادری که یکی از آهنگای آلبوم "پرنده بی پرنده" است...سومین ترانه از اولین آلبومی که از یزدانی شنیدم... سال 82!!!! دوازده سال پیش! عمر چه زود میگذره!


+ با این که آواز همدم مرد خاطره بازه...عوض نمیشه جای تو با این ضبط قراضه :)

  • یاسمین پرنده ی سفید
  • یاسمین پرنده ی سفید

دیروز تو تهران برف اومد... همیشه برف رو دوست داشتم و دارم. برام یادآور خاطراته :)

+ این روزا غیرعادی خوبم!!!!!! راستش رو بخواید خودم رو نمیشناسم! حالم واسه خودم عجیب و غریبه! یاسی ای که می شناختم یه سری چیزایی رو تو این دنیا دید که اگه دو سال پیش بود حالش جور دیگه ای بود. برام دعا کنید بچه ها. دعا کنید خودم رو پیدا کنم. نمی دونم مَنِ من دقیقا کدومه؟!!!!  ++ کسی در سطح تهران روانشناس خوب سراغ نداره آیا؟

++ بشنوید:  من کی ام؟

من کی ام؟ یه دربه در. گم شده ی محله ها... پشت پا خورده ترین صدای شهر بی صدا... از کجا ؟ جنوب شهر، اونجا که بن بست نفس؛ اونجا که خواب و خیال زندونی می شه تو قفس، وسط یه ضربدرم، خونه به دوش و خسته. توی چهارراهی که از چهار طرف بن بسته! من کی ام یه پاپتی پر از سوال بی جواب! صد تا جاده رو دیوار نقاشی کردم توی خواب... دیوارا قایم شدن اون ور پرده های رنگ... عمری ه که دل خوشم به این دروغای قشنگ!خود من اینجا رو ساختم. دیواراش کار منن... رنگارو پاک می کنم ببین که نعره می زنم.... خود من دیوارای این زندونو ساختم. من خودمو توی این چهار دیواری انداختم... من کی ام؟!..... (ترانه ی یغما گلرویی)

خواننده:شاهین نجفیان (با شاهین نجفی فرق داره)


برچسب‌ها: من کی ام
+ نوشته شده در  جمعه ۱۵ آذر۱۳۹۲ساعت 10:18  توسط شقایق و یاس  |  آرشیو نظرات

یکی از صحنه هایی که من همیشه دوست دارم ببینمو همیشه با دیدنش اینطوری:  یا حتی اینطوری:  میشم رو در "ادامه ی حرفام" ببنید!

علاقه است دیگه... چه میشه کرد؟


ادامه حرفام :


 

+ شما هم رد پای گربه رو روی شیشه ی ماشین می بینین لبخند می زنید مثل من؟ :)

++ واقعا کسی تو دنیا پیدا میشه که گل نرگس و عطر مُنحَصِر به فَرد و خُنَک و دل نشینش رو دوست نداشته باشه؟!!!!


برچسب‌ها: شادی های کوچک زندگی
+ نوشته شده در  شنبه ۹ آذر۱۳۹۲ساعت 16:57  توسط شقایق و یاس  |  آرشیو نظرات

نمی دونم چند نفرتون این برنامه ها رو دیدی. من امروز راجع بهش شنیدم و تصمیم گرفتم چند تاشون رو دانلود کنم. گفته بودن دوربین مخفی مربوط به رامسین کبریتی خیلی جالب بود و در عین حال آدم خیلی دلش براش می سوخت و این که چقدر آدم با جنبه ای بوده. واسه همین اول از همه مال این بنده خدا رو دیدم. لینکش رو براتون می ذارم که اگه دوست دارید شما هم ببینید و اگه خوشتون اومد بقیه اش رو هم ببینید.

شوخی با رامسین کبریتی

شوخی با حسن جوهرچی

شوخی با حامد بهداد


برچسب‌ها: دوربین مخفی
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۸ آذر۱۳۹۲ساعت 17:44  توسط شقایق و یاس  |  آرشیو نظرات

دوستان قوه قضائیه آگهی استخدام داده ظاهرا قرارداد ۱۰ ساله می بندن. اگه می خواید و شرایط لازم رو دارید به در ما که نخورد.

استخدام در قوه قضائیه تا ۳۰ آذر تمدید شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲۱ آذر۱۳۹۲ساعت 17:42  توسط شقایق و یاس  |  آرشیو نظرات

  • یاسمین پرنده ی سفید