پرنده ی سفید

در جستجوی صلح و آرامش

پرنده ی سفید

در جستجوی صلح و آرامش

پرنده ی سفید

برای بلاگفا اتفاقات خوبی نیفتاد... و من ناچار شدم به کوچ!
پس:
این وبلاگ رو ساختم چون می خواستم از دلم بنویسم و دل کسایی که دوروبرم هستن و دوسشون دارم. می خواستم جایی باشه واسه حرفایی که گاهی گفتنشون تو دنیای واقعی سخته... روزای اول فکر نمی کردم بتونم تو دنیای مجازی دوستای زیادی پیدا کنم... فکر نمی کردم خواننده های زیادی داشته باشم. امروز... خواننده های زیادی ندارم... اما دوستای خوبی پیدا کردم... دوستایی که شاید از بعضی از دوستام تو دنیای واقعی بهم نزدیک ترن:)
تا روزی که نوشتن حالمو خوب میکنه؛ می نویسم:)

بایگانی

۱۱ مطلب با موضوع «مــوسـیــقـی» ثبت شده است

یه وقتایی دلت که میگیره. نمی دونی با کی حرف بزنی. بعضیا دوسِت دارن اما نمی تونن کمکت کنن... یه سریا دوسِت دارن و نمی تونن بی طرف باشن... یه سریا هستن, گزینه های خوبین برا درد دل اما... بنا به دلایلی نمی تونی براشون تعریف کنی که چی شده... یه وقتایی...  بذار درازه گویی نکنم... یه وقتایی می خوای حرف بزنی اما نمیشه که نمیشه.

یهو میشینی کنار کسی, بی مقدمه میگه: "به پوچی رسیدم!" و تو این حس لعنتی رو خیلی خوب میشناسی! لبخند میزنی و بهش میگی: "تجربه اش کردم... می فهمم چی میگی... من دلیل پوچی هامو فهمیدم... سعی کردم اصلاحش کنم اما...." و بعد بدون این که فکر کنی... بدون این که برنامه ای برای گفتنشون داشته باشی شروع میکنی به تعربف کردن...

مثل یه سیکل معیوب می مونه! تو درد خودت رو میگی و اونو یاد دردای خودش می اندازی! اون درداش رو میگه و تو رو یاد دردای خودت می اندازه! حرفام که تموم شد, بی مقدمه یه سوال پرسید و بعد گفت: "اصلا از وقتی عکسشو دیدم از نت بدم می آد"

نگاش می کنم. می دونم چی میگه. لبخند میزنم... از اون لبخندای دو نقطه پرانتزی :) میگه: "بشین منطقی فکر کن. زندگیتو از سر راه نیاوردی..." بلند میشه که بره... نگاه می کنه و میگه: هیشکی تا حالا از ول کردن نمرده!

لبخند می زنم. بازم می دونم چی میگه. حق با اونه. آدم نمی میره... اما دیگه اون آدم قبلی نمیشه! درست مثل همون تلخی ای که همیشه تو چشمای خودش هست! ولی خب... به هر حال حق با اونه!


+شاید اینم از اون پستایی باشه که فقط خودم بفهمم چی به چیه... حتی ممکنه چند سال بعد خودمم ازش سر درنیارم!

++ گلایه(خشایار اعتمادی) یه وقتایی, یه جاهایی آدم از زندگیش سیره... می خواد از غصه ها دور شه ولی پاهاش به زنجیره... یه وقتایی آدم یک جا دلش میگیره از دنیا... فریبه پشت هر لبخند, دروغه مهربونی ها... کسی محرم نبود با من نه هم غصه نه یک همدم همه زخم زبوناشون یه دردی شد روی دردم... دیگه از آدما خسته ام دیگه نای شکستن نیست... گلایه کار بیهوده است کسی هم غصه با من نیست... به هر کس اعتمادم رو سپردم دشمنی دیدم که حتی از تن و سایه ام مثل بیگانه ترسیدم! یه وقتایی یه جاهایی آدم از زندگیش سیره می خواد از غصه ها دور شه ولی پاهاش به زنجیره! ترانه سرا : #پدیده

  • یاسمین پرنده ی سفید
بنویسید. نوشتن حال آدمو خوب میکنه. وبلاگ رو نمیگم. یه دیقه این کیبورد لعنتی رو ول کن. گوشیتو بذار کنار. بنویس... با خودکار رو یه کاغذ. نمی خوای کسی بخوندش؟ پاره اش کن... هر تیکه اش رو هم بنداز تو یه سطل آشغال... اما بنویس. بنویس حالتو خوب کن. نوشتن حال آدمو خوب میکنه.

بنویس بر یاس کبود... بنویس بر باورِ رود... بنویس از من بنویس...بنویس عاشق یکی بود... بنویس، بنویس، بنویس
آه، قصه بگو؛ از این عاشق دور... تو از این تنهای صبور... بی تو شکست ؛ چو جام بلور
بنویس بر یاس سپید... بنویس از عشق و امید... بنویس دیوانه ی تو... به خود از عشق تو رسید...بنویس، بنویس، بنویس
تو موج غرور! این دل سنگ صبور! بنویس از آنکه چو اشک از دیده چکید به گونه دوید
بنویس دنیای منی, همه ی رویای منی... منم اون بی تابیِِ موج! تو هنوز دریایِ منی! بنویس، بنویس، بنویس
غریبونه شکستم... من اینجا تک و تنها!... دلخسته تریدم در این گوشه ی دنیا
ای بی خبر از عشق, نداری خبر از من... روزی تو میایی... نمانده اثر از من
بنویس
بنویس
بنویس
بنویس
  • یاسمین پرنده ی سفید
یه وقتایی هم هست که فقط دلت می خواد فرار کنی... بری به جایی برسی که فقط خودت باشی... تو باشی و سکوت... همین...
چند ماه پیش... هر روز این آهنگ رو گوش می کردم و حالم رو خوب میکرد... و باز هم بهش پناه آوردم:


ممنونم از مجید بابت معرفی این آهنگ :)

+ بی ربط نوشت: الان می فهمم اون آدمایی که دچار جنون آنی میشن و یه نفر رو میکشن چه حسی رو تجربه می کنن :)))) خدا خیلی دوستم داره که تا حالا کسی رو نکشتم :))))
++ بهش فکر نکن اگه به میلت نشد با این که به دردت نخورد اشتباهِ ارتباطِ قبلی... مثل سایبون واسه آسمونِ ابری... من و تو همدردیم و غمگین یه وقتایی... یه وقتایی لازمه تنهایی... اولین قطار که رسید رو سوار شو... فرار کن... اولین قطار که رسیدو سوار شو... / بخند با نگات... به اون که نشسته تا شکستتو تبریک بگه... برات بازه راه برو تا شکسته هات با رد پات ترکیب بشه... یه تصویر بده از آینده ات... غمها بازندن... نترس از رفتن... بخند تا مقصد... خودت خودتو به هم بریز... تنهاییاتو بغل بگیر... اولین قطار که رسید رو سوار شو... فرار کن... اولین قطار که رسیدو سوار شو... / اولین قطار که رسیدو سوار شو... به بد فکر نکن یه درصد که بد میشه... سعی کن نزدیک پنجره بشینی... ریل از کنار رودخونه رد میشه (و من عاشق صدای سه تاری ام که اینجای آهنگ شنیده میشه...امید... حس امید با خودش داره... آینده زیبا خواهد بود... ایمان دارم) فرار کن...
  • یاسمین پرنده ی سفید

یه وقتایی هم هست, آدم بی هوا دلش هوای یه آهنگ قدیمی رو میکنه... آهنگی که سالها قبل آهنگ پس زمینه ی وبسایتی بود که تو نوجوونیم دنبالش می کردم... آهنگی که یه حس عجیب غم و شادی و خاطره رو با هم داره... هر چی فکر می کنم نمی دونم از چی نوشته های اون وبسایت خوشم می اومد... یه وبسایت شخصی بود... روزانه نویسی های یه آدم که نمی شناختمش!

فکر کنم از همونجا بود که به وبلاگ نویسی علاقه پیدا کردم :) فکر کنم اونم فقط یه دونه از پازل بود که نقشش رو تو زندگیم بازی کرد و رفت :)


+ دانلود آهنگ 1

+ دانلود آهنگ 2


+گفت: عجیب حس می کنم میزون نیستی. با تعجب نوشتم: نه! خوبم که... یه کم نگران کارای دانشگاهمم. نوشت: امیدوارم فقط به خاطر این چیزا باشه ولی حال دلت خوب باشه. گفتم چیز خاصی نیست که اذیتم کنه... خوبم. مگه عوض شدم؟ نوشت:عوض که خیلی وقته شدی اما از دیروز حس می کنم سرحال نیستی. تعجب کردم. گفتم به نسبت کی عوض شدم؟ گفت از وقتی نرفتی سر کار

کامنت دادم به صمیمی ترین دوستم ازش پرسیدم: من تو این چند وقت که سر کار نمی رم به نظرت عوض شدم؟ نوشت: به نظرم خوشحال تری

حس میکنم یه چیزی این وسط گم شده... دارم به تیکه ی گم شده ام فکر می کنم!

  • یاسمین پرنده ی سفید
از روزی که تو اون سایت سرگرمی خوندم که هدفم پیدا کردن نشونه های دنیاس فکرم مشغولش بود... همون روزا بود که خیلی اتفاقی آلبوم lellillo مهدی کریمی رو خریدم. یه ترانه ای داشت به اسم "پازل زندگی" تقریبا 6 سال پیش بود...از اون موقع خیلی به پازل زندگی فکر می کردم. 


+اگه کسی متن و ترجمه ی این آهنگ رو داره ممنون میشم بهم بده :)
  • یاسمین پرنده ی سفید

شما یادتون نمی آد یه زمانی بود که وقتی یه آلبوم موسیقی جدید به بازار می اومد و برای خریدش به مغازه مراجعه می کردید... فروشنده ازتون می پرسید CD  می خوای یا کاست؟ و شما باید سریع تصمیم میگرفتید که اون آلبوم رو می خواید تو کامپیوتر خونگیتون داشته باشید یا نوار کاستش رو می خواید که موقع خواب بتونید با ضبط کوچیک بالای سرتون بهش گوش بدید :)


حالا چی شد که یاد این موضوع افتادم؟ یه بیت از یه ترانه: "بوی عیدی و توپ، کافه نادری، با هم شنیدیم ... مرد تنها رو از کوچه برلن با هم خریدیم" :) ترانه ی "نوار" با صدای رضا یزدانی از آلبوم خاطرات مبهم سال 91 :) باورم نمیشه 3سال از انتشارش گذشته! :) و کافه نادری که یکی از آهنگای آلبوم "پرنده بی پرنده" است...سومین ترانه از اولین آلبومی که از یزدانی شنیدم... سال 82!!!! دوازده سال پیش! عمر چه زود میگذره!


+ با این که آواز همدم مرد خاطره بازه...عوض نمیشه جای تو با این ضبط قراضه :)

  • یاسمین پرنده ی سفید
  • یاسمین پرنده ی سفید

دیروز تو تهران برف اومد... همیشه برف رو دوست داشتم و دارم. برام یادآور خاطراته :)

+ این روزا غیرعادی خوبم!!!!!! راستش رو بخواید خودم رو نمیشناسم! حالم واسه خودم عجیب و غریبه! یاسی ای که می شناختم یه سری چیزایی رو تو این دنیا دید که اگه دو سال پیش بود حالش جور دیگه ای بود. برام دعا کنید بچه ها. دعا کنید خودم رو پیدا کنم. نمی دونم مَنِ من دقیقا کدومه؟!!!!  ++ کسی در سطح تهران روانشناس خوب سراغ نداره آیا؟

++ بشنوید:  من کی ام؟

من کی ام؟ یه دربه در. گم شده ی محله ها... پشت پا خورده ترین صدای شهر بی صدا... از کجا ؟ جنوب شهر، اونجا که بن بست نفس؛ اونجا که خواب و خیال زندونی می شه تو قفس، وسط یه ضربدرم، خونه به دوش و خسته. توی چهارراهی که از چهار طرف بن بسته! من کی ام یه پاپتی پر از سوال بی جواب! صد تا جاده رو دیوار نقاشی کردم توی خواب... دیوارا قایم شدن اون ور پرده های رنگ... عمری ه که دل خوشم به این دروغای قشنگ!خود من اینجا رو ساختم. دیواراش کار منن... رنگارو پاک می کنم ببین که نعره می زنم.... خود من دیوارای این زندونو ساختم. من خودمو توی این چهار دیواری انداختم... من کی ام؟!..... (ترانه ی یغما گلرویی)

خواننده:شاهین نجفیان (با شاهین نجفی فرق داره)


برچسب‌ها: من کی ام
+ نوشته شده در  جمعه ۱۵ آذر۱۳۹۲ساعت 10:18  توسط شقایق و یاس  |  آرشیو نظرات

یکی از صحنه هایی که من همیشه دوست دارم ببینمو همیشه با دیدنش اینطوری:  یا حتی اینطوری:  میشم رو در "ادامه ی حرفام" ببنید!

علاقه است دیگه... چه میشه کرد؟


ادامه حرفام :


 

+ شما هم رد پای گربه رو روی شیشه ی ماشین می بینین لبخند می زنید مثل من؟ :)

++ واقعا کسی تو دنیا پیدا میشه که گل نرگس و عطر مُنحَصِر به فَرد و خُنَک و دل نشینش رو دوست نداشته باشه؟!!!!


برچسب‌ها: شادی های کوچک زندگی
+ نوشته شده در  شنبه ۹ آذر۱۳۹۲ساعت 16:57  توسط شقایق و یاس  |  آرشیو نظرات

نمی دونم چند نفرتون این برنامه ها رو دیدی. من امروز راجع بهش شنیدم و تصمیم گرفتم چند تاشون رو دانلود کنم. گفته بودن دوربین مخفی مربوط به رامسین کبریتی خیلی جالب بود و در عین حال آدم خیلی دلش براش می سوخت و این که چقدر آدم با جنبه ای بوده. واسه همین اول از همه مال این بنده خدا رو دیدم. لینکش رو براتون می ذارم که اگه دوست دارید شما هم ببینید و اگه خوشتون اومد بقیه اش رو هم ببینید.

شوخی با رامسین کبریتی

شوخی با حسن جوهرچی

شوخی با حامد بهداد


برچسب‌ها: دوربین مخفی
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۸ آذر۱۳۹۲ساعت 17:44  توسط شقایق و یاس  |  آرشیو نظرات

دوستان قوه قضائیه آگهی استخدام داده ظاهرا قرارداد ۱۰ ساله می بندن. اگه می خواید و شرایط لازم رو دارید به در ما که نخورد.

استخدام در قوه قضائیه تا ۳۰ آذر تمدید شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲۱ آذر۱۳۹۲ساعت 17:42  توسط شقایق و یاس  |  آرشیو نظرات

  • یاسمین پرنده ی سفید

سلاااااام به همگی :) امروز تهران بارون اومد :) منم که عاشق بارون... بهونه ی لازم رو پیدا کردم برای به اشتراک گذاشتن این آهنگ با شما.

من چند وقت پیش این ترانه رو تو کتاب "بی سرزمین تر از باد" یغماگلرویی خوندم و با وجود این که متاسفانه یا خوشبختانه تجربیاتی که شاعر تو شعر آورده تجربیات من نبوده اما خیلی ازش خوشم اومد و همون موقع با خودم گفتم کاش یکی این ترانه رو می خوند...

چند وقتی گذشت و یک روز که تو اینترنت دنبال ترانه هایی می گشتم که خواننده های مختلف گم نام یا پرآوازه از این ترانه سرای دوست داشتنی خوندن به ترانه ای رسیدم به اسم "شب بارونی" با صدای "مجتبی حسنعلی" من ایشون رو نمیشناسم اما به نظرم اجراشون خوب بود.

امیدوارم شما هم بخونید و بشنوید و لذت ببرید.

+ لطفا برید به "ادامه ی حرفام"

این ترانه ی جدید رو هم از وبلاگ "هیسسسِ" نازنین دانلود کنید و لذت ببرید. من که خوشم اومد (البته اگه اون قسمت مربوط به سیگار رو نادیده بگیرید) لینکش رو یه کم نامحسوس گذاشته... دقیقا زیر تیتر همون که با رنگ نارجی نوشته شده "نگرانتم-فرزاد فرزین" لینک دانلوده :)


برچسب‌ها: یغما گلروییترانه های بارانی
ادامه حرفام :

دانلود ترانه شب بارونی - مجتبی حسنعلی

 

شــب بـارونـی تهرون، شـب نـمـنــاک تــرانـه اس

شـب رگــبـــار عــزیــــز خــاطـــرات عــاشـقـانه اس

پـَرســه ی مـنـُو تـو بـا هـم، تو محله های شمرون

نـــقــره ریــزِ خـنـده ی تـو، زیــرِ قـطـره هـای بـارون

کوچه های تنگ تجریش، پرسه های خیس دربند

رو لبِ تــو زنــده مـی شد، خط جـادویی لــبـخـنـد

می دویدیم زیــرِ بـارون، زنــدگی تو مُـشتِ مـا بود

هــر نـگـاهِ تــو شـــروعِ یـکـی از تـــرانـــه هــا بـود

چــــتـــــر مــــن روسَــــریِ تــــو...چـــتـــر تــو، بــارونـی من

پـــرســـه هـــامــون دیــدنــی بـود، ای هـمیشگی ترین زن!

بی تــــو کـوچـه های تـــهـــرون، لایــق پـرسه زدن نـیـست

غیر از این سایه ی خسته کسی هم پرسه ی من نیست

دوتــایی دم مـی گـرفـتـیــم شـعـــرِ آهنگایِ دورو

صـدای مـا تازه می کرد کوچه های سـوت و کورو

"وقتی دلگیری و تنها"... "بوی موهات زیر بارون"...

"مـیـوِن ایـن هـمـه کوچه"... "ساحِلِ غمِ" فریدون

"ای سوارِ اسبِ ابلق"... "یه شبِ مـهـتاب" فرهاد

"واسه تو قدِ یه برگم"... یا فروغی شـعـر "شـیـاد"

حــالا اون مــحـلــه هـــا رو پــَرسه می زنم دوباره

بی تو تهرون چه غریبه اس، تو دلم بارون می باره

چــــتـــــر مــــن روسَــــریِ تــــو...چـــتـــر تــو، بــارونـی من

پـــرســـه هـــامــون دیــدنــی بـود، ای هـمیشگی ترین زن!

بی تــــو کـوچـه های تـــهـــرون، لایــق پـرسه زدن نـیـست

غیر از این سایه ی خسته کسی هم پرسه ی من نیست

 

یغما گلرویی- از کتاب "بی سرزمین تر از باد"

انتشارات داریـــنـــــوش

+ نوشته شده در  شنبه ۱۱ آبان۱۳۹۲ساعت 19:52  توسط شقایق و یاس  |  آرشیو نظرات
  • یاسمین پرنده ی سفید

ژن کانامورایی_ ... و التماس نامه ی من به فرزند گلم!

اول سلام به همگی

با توجه به سروصداهایی که روز جمعه تحمل کردیم تصمیم گرفتم به سبک محسن "آپارتمان نشین" که برای فرزند آینده اش نصیحت نامه می نویسه منم یه التماس نامه برای فرزندم بنویسم:

فرزند نازنینم...

تو را به تمام مقدسات قسم!

اگر در دوران کودکی ات در آپارتمان زندگی می کردیم یا اگه یه وقت روز تعطیل یا غیر تعطیلی رفتیم خونه پدربزرگ مادر بزرگت یا هر کس دیگه... تمام مدت مشغول بدو بدو و کشتی کج گرفتن با وسایل خونه و ایجاد سروصدا نباش

حالا خودمون و وسایل خونه به کنار...

اون بنده خداهایی که طبقه ی پایین هم زندگی می کنن آدمن آخه!

روز جمعه شاید می خوان خونه بمونن استراحت کنن!

یه کاری نکن اگه بچه ی دانشجوی طبقه ی پایین داره واسه امتحان فرداش درس می خونه... من و پدرت رو دائم تو دلش مورد عنایت قرار بده و شخصیت خانوادگیمون رو زیر سوال ببره!!!!

و همش بگه: مقصر اون "بچه" نیست...تقصیر پدر و مادر بیخیالشه!

اوووووووی بچه! با توام... می گم یواش!!!! دارم درس می خونم آخه (.................)

 

پ.ن:بچه ی وروجک رو باید این بلا رو سرش آورد! باشد که به راه راست هدایت گردد!:

برچسب ها: ژن کانامورایی
+  نوشته شده در  شنبه ۲۷ آبان۱۳۹۱ساعت 19:22  توسط یاسمین |   آرشیو نظرات

پ.ن 95.05.07: آپارتمان نشین همون محسن (آقای بنفش) امروزه :)

منو انقدر عاشق کن...

خشایار اعتمادی رو دوست نداشتم!!! چون فکر می کردم تقلیدی از داریوشه!

اما بعد از "باید به تو برگردم" یکی از طرفدارش شدم!! آلبومی که بعد از مدت ها هنوز بهش گوش می دم و هر بار از شنیدنش لذت می برم:)

امروز فکر می کنم چه اشکالی داره اگه حتی صداش شبیه کس دیگه ای باشه...کسی که صدای زیبایی داره... کسی که ترانه های زیبایی می خونه:)

آلبوم جدید خشایار اعتمادی منتشر شد "تو محکومی به برگشتن"

منو اِنقدر عاشق کن به من برگرده احساسم

یه جوری که تو این دنیا کسی رو جز تو نشناسم

منو اِنقدر عاشق کن جهان از حس من پر شه

هر احساسی به غیر از تو برام دور از تصور شه

منو اِنقدر عاشق کن تموم حرف مردم شم

اگه دستامو ول کردی تو راه خونمم گم شم

منو انقدر عاشق کن که با فکرِ تو دریا شم

به من خوبی نکردی هم نتونم با تو بد باشم

منو انقدر عاشق کن خدا برگرده رو به من

ببینم مردم دنیا نشستن ما رو می بینن

یه جوری که به غیر از تو ندونم فکرِ چی بودم

می خوام یادم بره یک روز که من قبل از تو کی بودم


ترانه سرا : روزبه بمانی

خواننده : خشایار اعتمادی

 

پ.ن: دوستانی که لینک دانلود این آهنگ رو می خواستن... روی جلد سی دی نوشته که می تونید از طریق سایت زیر آهنگارو دانلود کنید:

www.beeptunes.com

دوستانی هم که بخوان این سی دی رو از مغازه ها بخرن... قیمتش فقط ۲۵۰۰ تومنه:)

امیدوارم لذت ببرید وخوشتون بیاد

براتون روزهای قشنگی رو آرزو می کنم به خصوص تو این روزای بارونی

+  نوشته شده در  سه شنبه ۲۳ آبان۱۳۹۱ساعت 18:32  توسط یاسمین |   آرشیو نظرات


گر در بند دل مانند...در مانند[چشمک]

یه دیالوگ از مجموعه ی کلاه قرمزی ۹۱ رو جایی خوندم و چون خیلی به من مزه داد گفتم واسه شما هم بذارم.

بعضی وقتا از کسایی که انتظارش رو نداری یه چیزایی میشنوی که از چند تا اندیشمند نمیشنوی!!!!!

آقای مجری: واسه چی در ُ باز گذاشتی؟
فامیل دور: واسه بهار.
از در بسته دزد رد می‌شه ولی از در باز رد نمی‌شه.

وقتی یه در ُ باز بذاری که دزد نمیاد توش. فکر می‌کنه یکی هست که در ُ باز گذاشتی دیگه. ولی وقتی در بسته باشه، فکر می‌کنه کسی نیست ُ یه عالمه چیز خوب اون‌تو هست ُ می‌ره سراغ‌شون دیگه.
در باز ُ کسی نمی‌زنه. ولی در
بسته رو همه می‌زنند. خود شما به خاطر این‌که بدونی توی این پسته دربسته چیه، می‌شکنیدش. شکسته می‌شه اون در.
دل آدم هم مثل همین پسته می‌مونه.
یه سری از دل‌ها درشون بازه. می‌فهمی تو دلش چیه. ولی یه سری از دل‌ها هست که درش بسته ‌اس. این‌قدر بسته نگهش می‌دارند که بالاخره یه روز مجبور می‌شند بشکنند و همه‌چی خراب می‌شه.
آقای مجری: در دل آدم چه‌جوری باز می‌شه؟
فامیل دور: در دل آدم با درد دله که باز می‌شه

 

پ.ن:ببخشید که عکسه به برنامه ی کلاه قرمزی ربط نداشت... اما به نظرمن مربوط بود به جمله ی:

در دل آدم با درد دل ه که باز میشه!!!!

بالاخره هر قفلی یه کلیدی داره دیگه... حتی اگه دل باشه...حتی اگه پیدا کردن کلیدش سخت باشه!

شاد باشید

برچسب ها: کلاه قرمزی
+  نوشته شده در  جمعه ۱۹ آبان۱۳۹۱ساعت 22:50  توسط یاسمین |   آرشیو نظرات


اتاق روانکاوی

توی وب گردی هام تو سایت روزنه به عکسی برخوردم که برام خیلی جالب بود...

این اتاق روانکاوی زیگموند فروید و تخت او است که همچنان به همان صورت نگهداری می شود
و هرآنچه می بینید؛
دستباف های عشایری ایران است:

آن که روی دیوار است قفقازی ، روی کاناپه فرش قشقایی و روی زمین فرش هریس است.

+  نوشته شده در  سه شنبه ۱۶ آبان۱۳۹۱ساعت 12:3  توسط یاسمین |   آرشیو نظرات


آیینه

دیدی یه روزایی فقط یه آهنگ رو می خوای گوش بدی؟

توی "ام.پی۳ پلیر" یا هر وسیله ای دیگه ای که داری.... اصلا توی ضبط ماشینت... یه آهنگ هی تکرار میشه و تکرار میشه اما ازش خسته نمیشی؟

صدای این روزای من...صدای زنده یاد فرهاده با ترانه ای از اردلان سرفراز(اگه اشتباه نکنم)

 

قبل نوشت:خوندن این پست رو به کسایی که خودشون دلشون گرفته توصیه نمی کنم.

این پست یه جورایی واسه خودمه انگار... یه خاطره از دیروز!!!

می بینم صورتمو تو آینه... با لبی خسته میپرسم از خودم

این غریبه کیه از من چی می خواد؟ اون به من یا من به اون خیره شدم

باورم نمیشه هرچی می بینم...چشمامو یه لحظه رو هم می ذارم

به خودم می گم که این صورتکه!! می تونم از صورتم برش دارم!!!

می کشم دستمو روی صورتم...هرچی باید بدونم دستم میگه

منو توی آینه نشون می ده... میگه این تویی نه هیچکس دیگه

جای پاهای تموم قصه هام...رنگ غربت تو تموم لحظه هام

مونده روی صورتت تا بدونی حالا امروز چی ازت مونده به جا!

 

آینه میگه تو همونی که یه روز... می خواستی خورشیدو با دست بگیری

ولی امروز شهر شب خونه ات شده...داری بی صدا تو قلبت می میری

میشکنم آینه رو تا دوباره نخواد از گذشته ها حرف بزنه

آینه میشکنه هزار تیکه میشه...اما باز تو هر تیکه اش عکس منه

عکسا با دهن کجی بهم می گن:چشم امیدو ببر از آسمون!!!!

روزا با همدیگه فرقی ندارن...بوی کهنگی میدن تمومشون

+  نوشته شده در  دوشنبه ۱۵ آبان۱۳۹۱ساعت 18:56  توسط یاسمین |   آرشیو نظرات


کوروش نازنین تولدت مبارک



۲۹ اکتبر روز جهانی کوروش بزرگ خجسته باد. کوروش نازنین تولدت مبارک...

ای کاش...

خیلی ای کاش ها دارم اما نمی خوام این پست رو طولانی کنم...

به قول سیدعلی صالحی: (نامه ام باید کوتاه باشد...ساده باشد...بی حرفی از ابهام و آیینه... از نو برایت می نویسم... حال همه ی ما خوب است اما "...")

+  نوشته شده در  دوشنبه ۸ آبان۱۳۹۱ساعت 18:0  توسط یاسمین |   آرشیو نظرات
  • یاسمین پرنده ی سفید